عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

357

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

النوبة الثالثة قوله تعالى : قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ - الاية - اذا مسّكم الضرّ فممّن ترومون كشفه ؟ او نابكم امر فمن الّذى تؤمّلون لطمه ؟ مسكين فرزند آدم كه قدر اين لطف نميداند ! و خطر اين عزت نمىشناسد ! درين آيت هم اظهار عزت و جلال است و بى نيازى خود از بندگان ، هم تعبيهء لطف و افضال است و نثار رحمت بر ايشان . ميگويد : اگر بخداوندى خود از روى عدل بطشى نمايم برين خلقان ، آن كيست كه آن بطش از ايشان باز دارد ، و ايشان را فرياد رسد ؟ و اگر از كمين‌گاه غيب ناگاه علم رستاخيز بيرون آريم ، اين بندگان كجا گريزند ؟ و دست در كه زنند ؟ و كرا خوانند ؟ آن گه بكرم خود هم خود جواب داد كه : بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ هم مرا خوانيد ، و مرا دانيد ، و كشف بلا از من خواهيد ، كه قادر بر كمال منم . مفضل با نوال منم . دوست و يار نيكوكار نيكوخواه منم . در اخبار داود است كه : يا داود ! زمينيان را بگوى چرا نه من دوستى گيريد ، كه سزاى دوستى منم ! من آن خداوندم كه با جودم بخل نه ، با علمم جهل نه ، با صبرم عجز نه ، در صفتم تغير نه ، در گفتم تبديل نه . رهى را بخشاينده و فراخ رحمتم . هرگز از فضل و كرم بنگشتم . در ازل رحمت وى بر خود نبشتم ، عود محبت سوختم . دل وى بنور معرفت افروختم . زبان حال بنده گويد بنغمت شكر : مهر ذات تست الهى دوستان را اعتقاد * ياد وصف تست يا رب غمگنان را غمگسار دست مايهء بندگانت گنج خانهء فضل تست * كيسهء اميد از آن دوزد همى اميدوار . يا داود ! لو يعلم المدبرون عنى « 1 » كيف انتظارى لهم ، و شوقى الى ترك

--> ( 1 ) - نسخهء ج : اعنى .